عزاداری ایده آل

سلام بر همه دوستان عزیز!

دکتر شریعتی:

"حسین بیشتر از آب، تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند."

من با این جمله مخالفم!

هميشه براي خودم سوال بوده كه گريه بر مصائب دنيايي حسين (ع) و يارانش چه فايده داره؟ خب حالا كه چي ما بيايم براي تشنگي بچه هاي امام گريه كنيم و به سر و سينه بزنيم؟ یک دهه خودمون رو مشغول کنیم، جامعه از کار و زندگیش بزنه، هزینه و وقت زیادی رو صرف کنیم که نهایت یه ثوابی برده باشیم؟ حالا 1400 سال پيش يه اتفاقي توسط يه عده آدم حيوون صفت افتاده، و نمونه اش كه چه عرض كنم بلكه صد ها برابر بدترش تو دنيا سابقه داشته و اصلا در زمان حاضر هم داره اتفاق مي افته! این همه مظلوم همین الان تو جهان هستند. چرا فقط باید برای مظلومیت حسین (ع) گریه کنیم؟

نمي خام از كشتارهاي غزه و ميانمار و افغانستان و يمن و بحرين و سوريه و ... بگم، ميخام يه نمونه بگم كه شايد تازگي براتون داشته باشه.

آمريكا كه خودش هزاران بمب اتم داره و حتي سابقه استفاده از بمب اتم رو هم داره، كشور ما رو به خاطر فعاليت هاي هسته اي (صلح آميز به زعم جمهوري اسلامي و نظامي به زعم غربي ها) تحت شديد ترين تحريم ها قرار داده. اتحاديه اروپا هم مثل هميشه آمريكا رو همراهي ميكنه. يه نمونه از تحريم ها، تحريم دارو و تجهيزات پزشكيه! اين امر سبب شده كه بعضي از داروهاي خاص و حياتي در كشور ناياب بشه و خيلي از بيماران رو به مشكل انداخته و متاسفانه عده اي هم  این وسط جونشون رو از دست دادند.

(البته منكر سو مديريت دولت در زمينه تامين ارز مورد نياز براي دارو نيستم كه سبب تشدید مشكل شده)

دول غربي با جان بيماران كشور مون دارند بازي مي كنند. جون مردم رو هدف قرار دادند تا اراده جمهوري اسلامي رو مبني بر ادامه فعاليت هاي هسته اي بشكنند.

آيا سزاوار نيست كه به حال و روز بچه معصوم و بي گناهي اي كه مبتلا به سرطان خونه و بايد شيمي درماني بشه، اما داروش در داخل موجود نيست گريست؟ آيا نبايد گفت امان از دل مادري كه شاهد تلف شدن بچش به خاطر تحريم دارويي ه؟

(هنوز چشمان گريان مادري تو درمانگاه اطفال جلو چشمامه كه وقتي شنيد" فقط فلان دارو علاج مريضي بچته و گرنه بچت خيلي دووم نمياره" با گربه به استادمون گفت" آقاي دكتر يعني كار ديگه نميشه كرد، داروش گير نمياد، همه جا رفتيم داروخانه 13 آبان، هلال احمر، مولوي ..... يعني بايد شاهد مردن بچم جلو چشمام باشم؟ يعني ....) آيا فقط بايد براي طفلان حسين گريه كرد؟

اين موضوعات و موضوعات مشابه هميشه براي خودم سوال بوده، با کمی مطالعه و مباحثه و البته اندكي هم تفكر به اين جواب براي سوالم رسيدم:

عزاداري ايده آل براي امام حسين بايد دو قسمت داشته باشه: شعور و شور !!!

قسمت اول) شعور يعني: كسب آگاهي از هدف امام حسين و درس گرفتن از عاشورا، فهميدن نيمه كار گذاشتن حج و راهي كوفه شدن، فهميدن زير بار ذلت نرفتن و انتخاب مرگ با عزت، فهميدن شهادت براي احيا دين ، فهميدن بي وفايي كوفي ها، فهمیدن اینکه یکی مثل شمر از جانبازان جنگ صفین در رکاب امام علی بوده که در کربلا سر از بدن پسر علی (ع) جدا میکنه، درس گرفتن از اینکه کسانی که با حسین (ع) جنگیدند همه مسلمون بودند، درس گرفتن از لغزش جبران ناپذیر خواص و .....

اين كسب آگاهي يا شعور چطور بدست مياد؟ با پاي سخنراني نشستن، با مطالعه، با فكر

قطعا همه دوستان روشنفكر و شبه روشنفكر هم با اين قسمت عزاداري موافقند و ميگند اصلا كل محرم رو جلسات اينچنيني داشته باشيم تا با هدف امام حسين خودمون رو آشنا كنيم. ديگه اين گريه و سينه زني و دسته تو سرما چه معني ميده؟

دوستان توجه كنيد با اين قسمت عزاداري شما آگاهي و شناخت كسب مي كنيد و شما مي فهميد كه ههيات من الذله! ميفهميد در راه آزادي، در راه احيا دين بايد جان را نثار كرد، ميفهميد كه زندگي در كنار ظالمان و زورگويان ننگ است و .....

شما با اين مرحله از عزاداري فقط كسب آگاهي و اطلاعات مي كنيد، اما اگر زماني رسيد و نياز شد كه اين آگاهي شما به عمل و رفتار تبديل بشه، آيا تبديل ميشه؟ فرض كن الان جنگه، آيا حاضري جانت رو به خطر بندازي و بري جبهه؟ آيا حاضري بر حاكم جائر و ستمگر قيام كني؟ آيا حاضري از خودت در راه دين هزينه بدي؟ آیا حاضری کار حسینی انجام بدی؟

با مطالعه، پاي سخنراني نشستن و .... كسب آگاهي مي كنيد اما مطمئن باشيد اين كسب آگاهي هيچ زمان به عمل تبديل نخواهد شد! براي اينكه آگاهي به عمل تبديل شود نياز به يك چاشني داره و اون چاشني چيزي نيست جز انگيزه!

و اين انگيزه با قسمت دوم عزاداري بدست مياد.

اما قسمت دوم عزاداری: شور

شور يعني: روضه خواندن و گريه كردن بر مصائب حسين، نوحه خواندن، سينه زدن، زنجير زدن، دسته عزاداري، علم و طبل و سنج، نذري دادن، گل مالي كردن لباس و ....

شور سبب ايجاد انگيزه ميشه، سبب ایجاد رشته های محبت و الفت بین عزادارن و امام حسین میشه، باعث میشه که تو عاشق حسین (ع) بشی و در نهایت سبب ميشه كه آگاهي تبديل به عمل بشه. (منظورم اینه که شور به آدم جو میده) اون وقته كه حاضري تو هم كار حسيني بكني، اون وقته كه شعار زيباي "هيهات من الذله" با تار و پود وجودت آميخته ميشه. اون وقته كه حاضري براي دين بري جنگ ، حاضري تو ميدون مين دراز بكشي و جونت رو فدا كني تا مسير براي ادامه عمليات توسط همرزمات باز بشه، اونوقته كه ........

پس : " سالی یکبار عزاداری می کنیم تا شعار «هیهات من الذلّه» زنده بماند. تا بدانیم در قاموس اسلام شهادت کاری ترین ضربه را بر پیکر ظلم خواهد زد. تا بدانیم نبرد حق و باطل نبرد همیشه تاریخ است. کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا. خواستند اینها زنده بماند، مکتب حسین(ع)، آرمان و هدف او زنده بماند. پرتویی از روح حسین(ع) در این ملت دمیده شود و بر آن بتابد. پس نباید گذاشت حادثه عاشورا فراموش شود، چون حیات و زندگی و انسانیت و شرف ما به این حادثه بستگی دارد."

پس هدف گريه و سينه زدن براي امام حسين و عزاداری سنتی كه اين همه توسط ائمه بر آن تاكيد شده صرفا ثواب بردن نيست كه فلسفه اي بس عظيم و محکم و مستدل در پس آن نهفته است.

"اما متاسفانه عده ای این را نشناختند، خیال کردند بدون اینکه با مکتب حسین(ع) آشنا شوند، بدون اینکه فلسفه قیام او را درک کنند، بدون اینکه عارف به مقامات حسینی شوند، همین که آمدند و نشستند و نفهمیده و ندانسته سینه ای زدند و گریه ای کردند کفاره گناهان است!" (شهيد مطهري)

اما دكتر شريعتي چي ميگه: "حسین بیشتر از آب، تشنه ی لبیک بود. افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند."

اما من معتقدم كه اين خطاب دكتر شريعتي به همون عده ايه كه شهيد مطهري ازشون نام مي بره، از اين نظر من با جمله دكتر شريعتي مخالفتي كه ندارم هيچ كاملا هم موافقم.

پس همانطور كه گفتم از نظر من عزاداري بايد شامل دو قسمت شعور و شور باشه، هر دو باهم و به صورت كامل هم اجرا شه.

اما متاسفانه هر دو قسمت اين عزاداري در دهه محرم در شهر اشتهارد به شكلي بسيار ناقص و محدود محقق مي شود!

4سال پيش آخرين باري كه در دسته هاي سينه زني خشك و بي روح و كسل و خسته كننده اشتهارد شركت داشتم، هيچ شور و شعفي درونم ايجاد نشد، تو تهران بعضي هيئت ها و دسته هاي كوچك عزاداري رو ميبينم كه چقد قشنگ عزاداري مي كنند. چقد روح داره عزاداريشون، زنجير ميزنند، چندين طبل و سنج هست، مداح هم نوحه ميخونه و چندبن بلندگو سيار هم صداش رو خیلی بلند پخش ميكنند، صحنه اي دلنشين و زيبا و پر شوری رو به وجود ميارند كه آدم ميخاد چند ساعت واسته و تماشا كنه. اما در اشتهارد آيا تماشا دسته عزاداري لذت و كيفي هم داره؟!

براي قسمت اول عزاداری (شعور) هم باید گفت که اصلا خيلي از حضار به صحبت های سخنران گوش نميدند. هر چند سخنران هایی هم که هستند خیلی چنگی به دل نمی زنند. ما که چندین سال پای منبر نشستیم ولی اساسی ترین اصول قیام حسین (ع) و حتی دین رو هم نفهمیدیم.                                                    

                                                                                              و من الله توفيق...

--------------------------------

پی نوشت: دکتر شریعتی اومده برای حادثه عاشورا به عنوان مثال ۵۰ صفحه مطلب نوشته یا ۱۰ ساعت سخنرانی کرده، اونوقت یه سری اومدند یه چندتا جمله از این همه مطلب رو برداشتند و تحت عنوان جملات شریعتی تو یک سری کتاب های کوچیک منتشرش کردند. این جملات به هیچ عنوان نمی تونه منظور و هدف دکتر شریعتی رو منتقل کنه. برای اینکه با تفکرات دکتر شریعتی آشنا بشید باید کل صحبت هاش رو راجع به هر موضوعی مطالعه کنید. علت اینکه من اول این پست با جمله دکتر شریعتی مخالفت کردم، اما در پایان مهر تایید بر جملش زدم هم همینه.

شما فرض بکن از این پست بیش از هزار کلمه ای من، شما این جمله رو فقط بخونید:

"حالا 1400 سال پيش يه اتفاقي افتاده، نمونه اش كه چه عرض كنم بلكه صد ها برابر بدترش تو دنيا سابقه داشته و اصلا در زمان حاضر هم داره اتفاق مي افته! این همه مظلوم همین الان تو جهان هستند. چرا فقط باید برای مظلومیت حسین (ع) گریه کنیم؟ "

چه نتیجه ای می گیرید؟!

خب منظوری که این جمله منتقل می کنه کجا، منظوری که کل مطلب منتقل می کنه کجا؟!

--------------------------------

مطالب مرتبط:

---------------------------
همین مطلب در وبلاگ ادشا:

سبک بالان خرامیدندو رفتند

سالروز شهادت سرباز رشید اسلام شهید مصیب نجفی گرامی باد.


سبکبالان خرامیدند و رفتند / مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند / ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند / فغان ها کردم اما برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من / رفیقان این چه سودا بود با من
رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟ / جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟
مرا این پشت مگذارید بی پا / گناهم چیست؟ پایم بود در خاک
اگر دیر آمدم مجروح بودم / اسیر قبض و بست روح بودم
در باغ شهادت را نبندید / به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند / مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم / دعا کردند سرگردان بمانم
شهادت نردبان آسمان بود / شهادت آسمان را نردبان بود
چرا برداشتند این نردبان را؟ / چرا بستند راه آسمان را؟
مرا پایی به دست نردبان بود / مرا دستی به بام آسمان بود
شهید؛ تو بالا رفته ای من در زمینم / برادر رو سیاهم شرمگینم
مرا اسب سفیدی بود روزی / شهادت را امیدی بود روزی
در اطراف دوش ای دل تو بودی / نگهبان دیشب ای غافل تو بودی
بگو اسب سفیدم را که دزدید؟ / امیدم را امیدم را که دزدید؟
مرا اسب چموشی بود روزی / شهادت مِی فروشی بود روزی
شبی چون باد بر یالش خزیدم / به سوی خانه ی ساقی دویدم
چهل شب راه را بی وقفه راندم / چهل تصویر تا فی نامه خواندم
ببین ای دل چقدر این قصر زیباست / گمانم خانه ساقی همینجاست
دلم تا دست در دامان در زد / دو دستی سنگ شیون را به سر زد
امیدم مشت نومیدی به در کوفت / نگاهم قفل در میخ قدر کوفت
چه درد است این که در فصل اقاقی / به روی عاشقان در بسته ساقی
بر این در، وای من قفلی لجوج است / بجوش ای اشک هنگام خروش است
در میخانه را گیرم که بستند / کلیدش را چرا یا رب شکستند؟
رها کردند در زندان بمانم / دعا کردند سرگردان بمانم
من آخر طاقت ماندم ندارم / خدایا تاب جان کندن ندارم
دلم تا چند یا رب خسته باشد؟ / در لطف تو تا کی بسته باشد؟
بیا باز امشب ای دل در بکوبیم / بیا این بار محکم تر بکوبیم
مکوب ای دل به تلخی دست بر در / در این قصر بلور آخر کسی هست
بکوب ای دل که اینجا قصر نور است / بکوب ای دل مرا شرم حضور است
بکوب ای دل که غفار است یارم / من از کوبیدن در شرم دارم
بکوب ای دل که جای شک و ذن نیست / مرا هر چند روی در زدن نیست
کریمان گرچه ستارالعیوب اند / گدایانی که محبوبند خوب اند
بکوب ای دل مشو نومید از این در / بکوب ای دل هزاران بار دیگر
دلا پیش آی تا داغت بگویم / به گوش ات غصه ای شیرین بگویم
برون آیی اگر از حفره نای / به رویت میگشایم سفره راز
نمیدانم بگویم یا نگویم / دلا بگذار تا حالا نگویم
ببخش ای خوب امشب ناتوانم / خطا در رفته از دست زبانم
لطیفا رحمت آور من ضعیفم / قوی تر از من است امشب حریفم
شبی ترک محبت گفته بودم / میان دره شب خفته بودم
نی ام از ناله شیرین تهی بود / سرم بر خاک طاقت سر نمی سود
زبانم حرف با حرفی نمیزد / سکوتم ظرف بر ظرفی نمیزد
نگاهم خال بر جایی نمیکوفت / به چشمم اشک غم پایی نمیکوفت
دلم در سینه قفلی بود محکم / کلیدش بود در دریاچه غم
امیدم گِرد امیدی نمیگشت / شبم دنبال خورشیدی نمیگشت
حبیبم قاصدی از پِی فرستاد / پیامی با بلوری مِی فرستاد
که میدانم تو را شرم حضور است / مشو نومید اینجا قصر نور است
الا ای عاشق اندوهگینم / نمیخواهم تو را غمگین ببینم
اگر آه تو از جنس نیاز است / در باغ شهادت باز، باز است
نمیدانم که در سر این چه سوداست / همین اندازه میدانم که زیباست
خداوندا چه درد است این چه درد است / که فولاد دلم را آب کرده است؟
مرا ای دوست شرم بندگی کشت / چه لطف است این مرا شرمندگی کشت
 
 

نمایشگاه کتاب, لوح فشرده و لوازم التحریر

انجمن دانشجویان شهر اشتهارد برای پنجمین سال متوالی برگزار می کند:

پنجمین نمایشگاه کتاب, لوح فشرده و

لوازم التحریر

شروع نمایشگاه از شنبه ۱۳ شهریور ماه به مدت یک هفته

مکان: خیابان معلم، بالاتر از مسجد جامع قاضیان

 

 اولین نمایشگاه کتاب در تابستان 1385 در حسینیه قاضیان برپا شد. پس از این تاریخ هرساله این نمایشگاه برگزار می شود.

برای مشاهده عکس های نمایشگاه سال پیش کلیک کنید.

لطفا اطلاع رسانی کنید.

اشتهارد از گيلکی ويکيپديا

اشتهارد

از Wikipedia

 


شهید سلطانی میدان اشتهارد مئن

فهرست مندرجات

  • ۱ مردوم و جوغرافی
  • ۲ تاریخی و تفریحی جیگان
  • ۳ اشتهارد محلان
  • ۴ جور وا جور
  • ۵ عکسان

 مردوم و جوغرافی

اِشتِهارد ایته جی شهران اوستان تئران مین ایسه.ا شهر کرج شهرستان اشتهارد بخش مئن قرار بیگیفته.

اشتهارد شهری ایسه خشک و کویری در 100 کیلومتری تئران . ا شهر علاوه بر شهر قدیمی اشتهارد دارای ایته مجموعه پیله دانیه صنعتی با نام اشتهارد شهر صنعتی ایسه.


اشتهارد جی توابع کرج شهرستان و جزء اوستان تئران /۲۲ و ۵۰ طول شرقی و /۴۳ و ۳۵ عرض شمالی مئن قرار بیگیفته. با شهر تئران ۱۰۰ کیلومتر و با شهر کرج ۶۳ کیلومتر فاصله داره. ا شهر ایته منطقیه نسبتاً کویری مئن با آب و هوای نیمه خوشک واقع ببوسته . اونه مساحت متجاوز از 800کیلومتر مربع و مسیر جاده تئران به ایران استانان غربی مئن واقع ایسه . آخرین سرشوماری مطابق ، اونه جمعیت ۲۵۰۰۰ نفر ایسه . جی شمال طرف به ارتفاعات «حلقه دره» و نظرآباد شهرستان محدوده و جی جنوب طرف به ارتفاعات «قزل باش» و ملارد شهر محدودهٔ و جی طرف شرق به روخانیه شور و کرج شهر محدوده و جی غرب طرف به بوئین زهرا شهر محدوده ، محدودا به.

 تاریخی و تفریحی جیگان

  • دیزبون قلعه

‌*ام کبری و ام صغری ایمامزادان

  • صیادیه حوسینیه
  • ایمامزاده سولیمان
  • کوه گهور (گبری) یا قلعه بز
  • صیادیه محله حمام

 اشتهارد محلان

اشتهارد شهر دارای هفت تا قدیمی محله ایسه به نامان : محله پایین (جیر محله)، صیادیه محله ، قاضیان محله ، محله چال (چله محله)، فارچی آباد (پارچی آوا)، بوزرگ خیابان (پیله خیاوون)، کوچیک خیابان (خوردک خیاوون) و هتویی از محلان کوچیتر شا از ام اصغر، رضه، چول و پشت قلعه نام بردن.


 جور وا جور

با توجه به اشیاء عتیقه‌ای که جی خاکان «دیده بان» جیر با کوفی خط و غیره به دست بومو، به نظر رسه که اشتهارد قصبه حداقل قرنان دوم و سوم مئن وجود داشتی.

بعضی جی مردوم اشتهارد عقیده داریدی که گوذشته مئن ا سرزمین تبعیدگاه بو.

 عکسان

 

منبع:

گيلکی ويکيپديا

http://glk.wikipedia.org

 زبانشون به زبان تاتی خودمون نزدیکه، ولی حیف که اونا با همین کار می تونند زبانشون رو برای همیشه حفظ کنند ولی زبان تاتی ما همین الانشم در حال نابودیه یا بهتر بگم نابود شده و الان زبان تاتی دیگه یه زبان نیست بلکه به یک گویش نزدیک تر است.

عنوان های دیگر:

اشتهارد از ویکی پدیای فارسی

شیخ علی‌پناه اشتهاردی

سرتيپ محمد شاه بختي

 

 

آمار بازديد وبلاگ در آذر ماه 87

آمار بازديد در 30 روز گذشته(آذر ماه ۸۷)

تاريخ بازدیدکننده نمايش صفحه تغيير
شنبه، 30 آذر 1387 ۲۵ نفر ۳۵ بازديد ٪1۴.۶ -
جمعه، 29 آذر 1387 35 نفر 41 بازديد +32.2 %
پنجشنبه، 28 آذر 1387 24 نفر 31 بازديد +10.7 %
چهارشنبه، 27 آذر 1387 24 نفر 28 بازديد -15.1 %
سه شنبه، 26 آذر 1387 22 نفر 33 بازديد -50.7 %
دو شنبه، 25 آذر 1387 46 نفر 67 بازديد +86.1 %
یک شنبه، 24 آذر 1387 29 نفر 36 بازديد -33.3 %
شنبه، 23 آذر 1387 36 نفر 54 بازديد +17.3 %
جمعه، 22 آذر 1387 20 نفر 46 بازديد +27.7 %
پنجشنبه، 21 آذر 1387 30 نفر 36 بازديد -47 %
چهارشنبه، 20 آذر 1387 44 نفر 68 بازديد +88.8 %
سه شنبه، 19 آذر 1387 31 نفر 36 بازديد -40.9 %
دو شنبه، 18 آذر 1387 44 نفر 61 بازديد -15.2 %
یک شنبه، 17 آذر 1387 60 نفر 72 بازديد +10.7 %
شنبه، 16 آذر 1387 55 نفر 65 بازديد +85.7 %
جمعه، 15 آذر 1387 28 نفر 35 بازديد -22.2 %
پنجشنبه، 14 آذر 1387 32 نفر 45 بازديد +4.6 %
چهارشنبه، 13 آذر 1387 34 نفر 43 بازديد -63.8 %
سه شنبه، 12 آذر 1387 69 نفر 119 بازديد +124.5 %
دو شنبه، 11 آذر 1387 43 نفر 53 بازديد -47.5 %
یک شنبه، 10 آذر 1387 66 نفر 101 بازديد +83.6 %
شنبه، 9 آذر 1387 38 نفر 55 بازديد +22.2 %
جمعه، 8 آذر 1387 28 نفر 45 بازديد +2.2 %
پنجشنبه، 7 آذر 1387 36 نفر 44 بازديد +4.7 %
چهارشنبه، 6 آذر 1387 35 نفر 42 بازديد -34.3 %
سه شنبه، 5 آذر 1387 48 نفر 64 بازديد +8.4 %
دو شنبه، 4 آذر 1387 41 نفر 59 بازديد -30.5 %
یک شنبه، 3 آذر 1387 38 نفر 85 بازديد +34.9 %
شنبه، 2 آذر 1387 53 نفر 63 بازديد +75 %
جمعه، 1 آذر 1387 31 نفر 36 بازديد -

 

آمار بازديد در 6 ماه گذشته

ماه تعداد بازديد درصد
آذر 1387 1587 32.4 %
آبان 1387 1268 25.8 %
مهر 1387 492 10 %
شهريور 1387 391 7.9 %
مرداد 1387 364 7.4 %
تیر 1387 794 16.2 %

وبلاگ اشتهارد نت

وبلاگ اشتهارد نت افتتاح شد!
 
 
 

این وبلاگ به منظور آشنایی با شهر اشتهارد و همچنین اطلاع رسانی در مورد آن ایجاد گردیده است.

لذا از تمام همشهریان و دوستان عزیزی که تمایل به همکاری در زمینه های زیر را با این وبلاگ دارند درخواست می شود که آمادگی خود را در قسمت نظرات همراه با ایمیل یا شماره تماس ذکر کنند

1- تاریخ شهر و مکانهای تاریخی

2- آداب و رسوم

3- مشاهیر و علما

4- معرفی اماکن تفریحی ورزشی زیارتی و...

5- اخبار اشتهارد

6- زبان و شعر اشتهاردی

7- شهرک صنعتی اشتهارد

8- معرفی سایت ها و وبلاگ های اشتهاردیها

در صورت تمایل به همکاری برای شما یک نام کاربری جدید در وبلاگ ایجاد می شود که توسط آن می توانید مطالب مورد نظر را ارسال و ویرایش کنید.
 
 
 
آدرس وبلاگ:
 

پیشنمایی از اشتهارد در آینده ای نه چندان دور

 
  • اراضی 37 هکتاری اشتهارد
کارفرما : سازمان مسکن و شهرسازی استان تهران
شرح خدمات انجام شده :
  • مطالعه امکان سنجی
  • طراحی مرحله اول و دوم آماده سازی
  • طراحی تأسیسات زیربنایی
  • شماره پروژه : 1070 / سال : 1384

    تاریخچه شهر اشتهارد و چند عکس از سطح شهر

    تاريخــچه ي شهــــر اشتــــهارد :

        اشتهارد از دو قسمت اشتا و آرتا تشکیل شده
    به معنای سکونتگاه مقدس اشتا به معنای ایستگاه یا سکونتگاه و آرتا به معنیه مقدس به زبان آذری و در اصل بوده اشتا آرتا بعد شده اشتارد و اشتهارد
    (اخیراْ بین برخی از جوانان شهر به خصوص دانشجویان باب شده است که نام شهر را اشتوتگارت می گویند!)  اشتهارد از توابع شهرستان كرج و جزء استان تهران در /22 و 50 طول شرقي و /43 و 35 عرض شمالي قرار دارد .....

     

     

                                                              

                                                        میدان شهید سلطانی شهر اشتهارد

     

                                          

                                                              **رو ادامه مطلب کلیک کنید**

    ادامه نوشته

    مشاهیر شهر اشتهارد

     
     
     
     
    نماینده سابق مردم کرج در مجلس شورای اسلامی
    امام جمعه سابق اشتهارد
     
     
    زندگی نامه ولی الله خلج
    شاعر تاتی زبان
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
    سمت چپ شما: شیخ علی پناه اشتهاردی
    سمت راست شما: آیت الله محمد محمدی اشتهاردی
     
     
     
    سر گذشت فریدون فروغی(خواننده معروف)
     
    البته ایشون اشتهاردی نبودند و تنها ارتباطشون با شهر اشتهارد اینه که ایشون رو
      بنابر وصیت خودشون در روستای قرقرک شهر اشتهارد دفن کرده اند.
     
     
    كاوه اشتهاردي
    مدير مسئول روزنامه ايران
     
     
     
     

    دکتر علی رضا خلج

    پزشک متخصص جراحی عمومی در بیمارستان مصطفی خمینی و خاتم الانبیا
    هیئت علمی دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد 

     

     

    دکتر سیدجواد موسوی

    پزشک و دانشجوی تخصص قلب و عروق، رتبه ۲ کنکور در سال۱۳۷۳

     

     

     

    محمد اشتهاردی

    مدرس و مولف کتاب های کنکور قلم چی

     

     

    علی اشتهاردی ( 33 ساله، دانشجوی معماری در اتریش، اقامت در اتريش به مدت 6 سال)

    و برادرش:

    رضا اشتهاردی ( 26 ساله، دانشجوی رشته  Medizinische Informatik، مدت اقامت در اتريش 5 سال)

     

     

     

    اگه کسی دیگه ای هم هست که من معرفیش نکردم شما معرفیش کنید.

     

    پیام های تسلیت مقامات بلند پایه کشور به مناسبت ارتحال آیت الله اشتهاردی

    ارتحال ملکوتی عالم جلیل القدر و استاد اخلاق آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی بر همگان تسلیت باد

    آيت الله اشتهاردي سه شنبه شب بعد از اقامه نماز مغرب در مدرسه فيضيه دچار عارضه قلبي شد و در سن 87 سالگي به ملكوت اعلا پيوست.

    بدین منظور مقام معظم رهبری پیام تسلیتی صادر نمودند.

    رهبري

    متن پيام به اين شرح است:

    با تأسف و تأثر خبر درگذشت عالم پارسا و پرهيزگار مرحوم آيت‌الله آقاي حاج شيخ علي پناه اشتهاردي را دريافت كردم. ايشان از بندگان صالح خداوند و عالمي مهذب و پاك و برخوردار از سجاياي اخلاقي و صلاح و سداد عملي بودند و نه تنها درس اخلاق ايشان در حوزه علميه كه شيوه زندگي و رفتار ايشان نيز آموزنده تقوا و پارسايي محسوب مي‌گشت.

     

    رئيس جمهور در پيامي، ارتحال عالم رباني، مرحوم آيت الله اشتهاردي را تسليت گفت.

    احمدي نژاد

    متن پیام بدین شرح است:

    بسم الله الرحمن الرحيم

    انالله و انااليه راجعون

    ارتحال عالم رباني مرحوم حضرت آيت الله حاج شيخ علي پناه اشتهاردي (طاب ثراه) كه عمر شريف خود را در ترويج مباني ديني و معارف اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) گذراند، موجب تألم خاطر گرديد.

    آن مرحوم از جمله سرآمدان تعليم اخلاق اسلامي درحوزه علميه قم و برخوردار از آثار ارزشمندي بود كه طلاب علوم ديني و همه جويندگان طريق حقيقت از زلال تقوا و انديشه اش بهره مند بوده و خواهند بود.

    اينجانب اين مصيبت مولمه را به محضر مقدس حضرت ولي عصر (عج)، رهبر معظم انقلاب اسلامي، مراجع عظام و علماي اعلام، خاندان گراميش و عموم امت اسلامي تسليت عرض نموده و عظمت روز افزون حوزه هاي مباركه علميه را در ظّل عنايات حضرت بقيه الله الاعظم (روحي فداه) از درگاه خداوند متعال مسالت دارم.

    پيام تسليتي هم از سوي دكتر علي لاريجاني صادر شد.

    متن پیام بدین شرح است:

    رحلت عالم پرهيزگار و فقيه اهل بيت حضرت آيت‌الله حاج شيخ علي پناه اشتهاردي را به حضرت بقيه‌الله الاعظم (ارواحنا فداء)، مقام معظم رهبري، مراجع عظام، حوزه‌هاي علميه و خانواده آن مرحوم تسليت عرض مي‌نمايم. آن بزرگوار از علماي مبارزي بود كه از اولين روزهاي نهضت امام خميني (ره) از ايشان حمايت كرد. او عمر با بركت خويش را در راه تهذيب نفس، مبارزه با طاغوت و پرورش شاگردان و طلاب فاضل سپري نمود و سرانجام روح بلند اين فقيه صمداني در هنگام اقامه نماز به معراج و ملاء اعلي پيوست. 

     آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در پيامي درگذشت آيت الله اشتهاردي را تسليت گفت.

    به گزارش روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام متن پيام بشرح ذيل است.
    "انا لله و انا اليه راجعون
    ارتحال عالم رباني آيت الله حاج شيخ علي پناه اشتهاردي موجب تأسف و تأثر گرديد .
    فقدان اين استاد اخلاق را که در طول عمر پربرکت خويش شاگردان و تاليفات ارزشمندي از خود بجاي گذاشت را به حضرات آيات ، علماي اعلام و فضلا و طلاب حوزه علميه قم و بويژه خاندان و بازماندگان محترم ايشان تسليت گفته از درگاه خداوند متعال براي آن عالم فرزانه علو درجات و براي بازماندگان بويژه اعضاي بيت مکرم ايشان صبر و اجر مسئلت مي نمايم."
     

    آیت الله اشتهاردی

    استوانه علم و اخلاق
     
     
    آيت‌الله مرتضي مقتدايي(رئیس حوزه علمیه قم):
    استاد بزرگوار حضرت آيت‌الله علي پناه اشتهاردي، يكي از استوانه‌هاي علم و اخلاق در حوزه بودند.

    كرسي تدريس ايشان در حوزه مستمر بود و كمتر كسي از علما و انديشمندان را مي‌توان شناخت كه از درس آيت‌الله اشتهاردي استفاده نكرده باشد. تمام تاليفات ايشان در فقه، اخلاق و حديث آثاري بسيار مفيد و پرسود است.

    آيت‌الله اشتهاردي معلم اخلاقي بود كه هم با بيان خود درس اخلاق مي‌گفت و هم با عمل خود. وجود ايشان يكپارچه تقوا، زهد و آموزنده بود.

    تواضع، فروتني و ساده زيستي اين عالم بزرگوار زبانزد همه روحانيون بود و اين خصوصيات ايشان تاثير شگرفي در پرورش اخلاقي طلبه‌هاي جوان‌تر داشت.

    در فروتني و تواضع ايشان همين بس كه با طلبه‌هايي كه در سطوح بسيار پايين‌تر بودند، انس مي‌گرفت و با شاگردان خودش نشست و برخاست داشت.

    فقدان اين عالم بزرگوار را به پيشگاه مقام معظم رهبري، مراجع تقليد، استادان حوزه‌هاي علميه، شاگردان و بيت ايشان تسليت مي‌گويم و ان‌شاءالله كه خلأ وجود ايشان به واسطه علماي ديگر پر شود.

    روزنامه کیهان خبر درگذشت آیت الله اشتهاردی را اینگونه نوشت:

    پيكرمطهرآيت الله اشتهاردي امروز در حرم حضرت معصومه(س) آرام مي گيرد

    قم - خبرنگار كيهان:
    پيكر مرحوم آيت الله علي پناه اشتهاردي امروز در ميان حزن و اندوه مردم و با حضور علما، فضلا و طلاب حوزه علميه قم تشييع مي شود.
    به گزارش مركز مديريت حوزه عمليه قم، مراسم تشييع پيكر آيت الله اشتهاردي ساعت 10 صبح امروز از مقابل مسجد امام حسن عسكري«ع» انجام مي شود و پس از اقامه نماز ميت توسط آيت الله مكارم شيرازي پيكر آن مرحوم در جوار حرم كريمه اهل بيت فاطمه معصومه«س» به خاك سپرده خواهد شد.
    بر اساس همين گزارش، مراسم بزرگداشتي ازسوي رهبر معظم انقلاب امشب بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد اعظم برگزار مي شود.
    پيكر آيت الله اشتهاردي ديروز به زادگاهش انتقال يافت و توسط مردم اشتهارد تشييع شد. پيكر اين استاد برجسته اخلاق عصر همان روز به قم انتقال يافت تا در جوار بارگاه ملكوتي حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شود.
    آيت الله اشتهاردي سه شنبه شب بعد از اقامه نماز مغرب در مدرسه فيضيه دچار عارضه قلبي شد و در سن 87 سالگي به ملكوت اعلا پيوست. اين مرحوم از شاگردان آيت الله بروجردي و امام خميني«ره» بود كه عمري را در راه ترويج اسلام سپري كرد. زهد و ساده زيستي اين مرحوم شگفت انگيز بود و كلاس هاي درس اخلاق او ميان طلاب مشهور بود به رغم اينكه شايستگي علمي داشت و امام خميني او را «فقه سيار» لقب داده بود هيچ گاه كرسي درس خارج فقه را داير نكرد. اما 20 دوره لمعه (كتاب فقهي) را تدريس كرد. از مهم ترين آثار مكتوب آن مرحوم مي توان به يك دوره كتاب فقهي در شرح عروه الوثقي به نام «مدارك العروه » اشاره كرد. اين كتاب در 03 جلد تدوين شده است.
    التعاليم الاخلاقيه ، القرآن و العقل، ايضاح الفوائد، رد كتاب شهيد جاويد، حكومت انبياء و ائمه (عليهم السلام)، واجبات مجلس فقها، واجبات مجلس شوراي اسلامي و لماذا التغريب از ديگر آثار .

    عکسی از مراسم ارتحال آیت الله اشتهاردی:



     
     

     
         
      

    زندگی نامه آیت الله اشتهاردی

    زندگينامه: شیخ علی‌پناه اشتهاردي (۱۲۹۶- ۱۳۸۷)

    شیخ علی‌پناه اشتهاردی

     

    علی‌پناه اصلانی اشتهاردی، یکی از مراجع تقلید شیعه ساکن در شهر قم بود که به سال ۱۲۹۶ متولد شد و در شام‌گاه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ درگذشت. علت فوت وی، عارضه‌ی قلبی بود.

     

    تولد

     

    اشتهاردی، در سال ۱۲۹۶ش (۷ محرم ۱۳۴۰ق) در بخش اشتهارد کرج به دنیا آمد.

     

    زندگی حوزوی

     

    او از دوازده سالگى دروس حوزوی را آغاز و در ۱۳۲۰ به حوزه‌ی علمیه‌ی قم هجرت کرد و دروس سطح را در محضر اساتید بزرگ حوزه علمیه نظیر مرعشی نجفی، مرتضى حائرى، گلپایگانى، خوانساری، آیت الله بروجردی و امام خمینى به پایان برد.

    سپس درس خارج فقه و اصول را نزد آیات عظام بروجردی، اراکی، گلپایگانى، حجت کوه کمره‌اى، سید محمدتقى خوانسارى، سید صدرالدین صدر (پدر امام موسی صدر) و روح ا... خمینى فرا گرفت.

    زهد و ساده‌زیستی‌اش بسیار شگفت‌انگیز بود و به لحاظ بار علمی نیز امام خمینی لقب فقه سیار را به وی داده بود.

     

    آثار و تألیفات

     

    مهم‌ترین اثر مکتوب ایشان یک‌ دوره کتاب فقهی در شرح عروة الوثقی به نام «مدارک العروة» است که در ۳۰ جلد تدوین شده است. درس اخلاق ایشان نیز در بین طلاب مشهور بود.

    التعالیم الاخلاقیة، القرآن و العقل، ایضاح الفوائد، رد کتاب شهید جاوید، حکومت انبیاء و ائمه (علیهم السلام)، واجبات مجلس فقها، واجبات مجلس شورى اسلامى و لماذا التغریب از دیگر آثار اوست.

     

    درگذشت

     

    در شام‌گاه سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷ مابین نمازهای مغرب و عشا در مدرسه فیضیه دچار عارضه‌ی قلبی شد و درگذشت. مراسم تشییع پیکر او از مسجد امام حسن عسگری قم به سمت حرم حضرت معصومه برگزار شد و پیکرش در مسجد شهید مطهری حرم به خاک سپرده شد.

     

    منبع:دانشنامه ویکی پدیا

    شهر اشتهارد و رحلت شیخ علی پناه اشتهاردی

     فرمانداري كرج به مناسبت رحلت عالم جليل‌القدر شيخ علي‌پناه اشتهاردي، سه روز عزاداري عمومي

     را در بخش اشتهارد كرج اعلام كرد.
       
    فرمانداري كرج ضمن تسليت به مردم و جامعه روحانيت از مردم شهيدپرور كرج و بخش اشتهارد

    خواست تا در مراسم تدفين و بزرگداشت آن فقيد سعيد كه روز پنجشنبه در شهرستان قم برگزار

    مي‌شود، شركت كنند.


    تشييع پيكر اين بزرگوار، امروز ساعت 18 در اشتهارد كرج برگزار مي‌شود.

     آيت الله اشتهاردي درگذشت

     آيت الله اشتهاردي درگذشت

    تشييع جنازه آيت الله اشتهاردي در اشتهارد

    منبع:http://jafar2007fath.blogfa.com

     

     

    عنایت امام زمان به آیت الله اشتهاردی

    عنایت امام زمان به آیت الله اشتهاردی

    شیخ علی پناه اشتهاردی که از اساتید بنام حوزه علمیه قم می باشند، در رابطه با حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) این دو قضیه را در شب آخر ماه صفر سال 1409 هجری قمری نقل فرمودند یکی از آنها مربوط به قبل از آمدن ایشان به قم و دیگری بعد از ورود به قم است.

                                                
    ماجرای اول :
    « قبل از آمدن به قم در اشتهارد تا مطوّل (از کتب حوزوی) خوانده بودم و خیلی مایل بودم که به حوزه علمیه قم بیایم.
     
    ولی ممکن نمی شد و خصوصاً از نظر امور مادی در مضیقه بودیم. کثرت علاقه به حدی بود که من قبل از طلوع صبح به مسجد چهار محله می رفتم و مخصوصاً توسل به حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) پیدا می کردم و گریه و ناله داشتم و می خواستم تا اسباب رفتنم به قم فراهم شود.
    نام حضرت را می بردم و اشک می ریختم. تا آنکه شبی در عالم رؤیا خواب دیدم من را با این شعر امر به رفتن به قم فرمودند و وقتی بیدار شدم دیدم شعر در یادم مانده و آن این بود:

    تا خود نروی به پای خود در ره دوست
    تا جان نکنی فدای خاک ره دوست

    از این خواب فهمیدم که ماندن فایده ندارد و باید خود برای رفتن به قم تصمیم بگیرم. چون در آنجا مکتبی بود که درس می گفتم و مخارج ما را تأمین می کرد، همان روز آمدم خداحافظی کردم و آماده شدم که رهسپار قم گردم.
    هر چند التماس کردند که اگر حاجتی داری حاجتت را برآورده کنیم و بمانید. گفتم: نه، من برای ادامه تحصیل باید به قم بروم. و بحمدالله موفق شدم و سال 1320 شمسی به قم آمدم ».

    ماجرای دوم
      :

    « اما آنچه را بعد از ورود به قم از ناحیه حضرت می دانم این بود که همان سالهای اول که به قم آمدم رساله عروة الوثقی چهار حاشیه ای تازه از چاپ خارج شده بود به حواشی آیات عظام: بروجردی، قمی و اصفهانی. من خیلی مایل بودم آن را بخرم و مباحثه فقهی داشته باشم. پیش کتابفروشی رفتم گفت: سه تومان است.

    من فقط سی شاهی بیشتر نداشتم التماس کردم تخفیف بدهد؛ گفت: جای چانه ندارد و بعد ده شاهی آن را کم کرد. دیدم قدرت مالی برای خرید آن ندارم مأیوسانه برگشتم و توسل به حضرت ولی عصر(ارواحنا فداه) پیدا کردم و اینکه من محتاج این کتابم و باید وسیله اش را جور کنید.
    سابق در مدرسه فیضیه لوله کشی نبود و برای توالت ها آفتابه می بردند. من درب حجره بودم یک وقت دیدم شخصی آمد و گفت: اجازه هست از آفتابه شما استفاده کنم؟ گفتم: مانعی ندارد. آفتابه را برد و برگشت دیدم چیزی گذاشت و رفت.
     وقتی آمدم دیدم سه تومان گذاشته و رفته. من خیلی تعجب کردم، زیرا به فرض که می خواست پول بدهد یک قران بود.
    لکن این سه تومان است؛ فهمیدم که چون توسل به حضرت حجت پیدا کردم حضرت برای خرید کتاب حواله کرده اند بلافاصله کتاب را خریدم و بعد هم موفق به جمع آوری مدارک عروه و ... شدم. »

     

    http://mohandeseomran.blogfa.com

    زندگی نامه میرزا حبیب الله  عسگری

    ولادت و تحصیل

    بخش اشتهارد، یکی از بخش‏های کرج و دارای 15هزار نفر جمعیّت است. مرکز آن اشتهارد در 52کیلومتری جنوب غربی شهرستان کرج، سر راه بوئین زهرا قرار گرفته است. این سامان همواره علمائی برجسته و مجتهدانی فرزانه را در دامان خود پرورده است تا آن جا که می‏توان آن را مهد علم و دیار فضل پرور دانست. در این مقاله دور نمای زندگی یکی از علمای گمنام این دیار را - که نقش به سزایی در پرورش شاگردان شایسته و ارشاد مردم دانست. - به خوانندگان گرامی تقدیم می‏کنیم.

    میرزا حبیب الله در سال 1310ه. ق(1) (مطابق با حدود سال 1269ه. ش) در یک خانواده متوسط مذهبی و کشاورز، ساکن محله خیابان بزرگ اشتهارد - که از بستگان خاندان بهرامی بودند. - چشم به جهان گشود. پدرش غلامحسین و مادرش گوهر خانم، با دیدن چهره مولود خویش خشنود شدند و نام او را «حبیب الله» نهادند، گویی بع آن‏ها الهام شده بود که چنین نامی را برای او برگزینند؛ چه به براستی بعدها معلوم شد که او از نظر علم و عمل، حبیب (دوست) خدا و فرزانه‏ای از تبار دوستان خدا است.

    حبیب الله وقتی به سن تحصیل علم رسید،

    ادامه نوشته